بديع الزمان فروزانفر

368

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

خزانه‌ى غيب مىخورد و مىپوشد . ما عيال حضرتيم و شير خواه * گفت الخلق عيال للاله حضرت : پيشگاه ، مرتبه‌ى بذات حق ، در تعبيرات مولانا ، جع : فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ديوان كبير ، انتشارات دانشگاه طهران ، در ذيل : حضرت . اشاره است بحديث : الخلق كلهم عيال اللَّه فأحبهم الى اللَّه انفعهم لعياله . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 10 . اين بيت مترتب است بر مضمون بيت ( 623 ، 624 ) كه متوكل را بطفل تشبيه كرده بود و اين نيز معلوم است كه صاحب عيال بايد متكفل روزى عيال خود باشد و نتيجه‌اى كه از آن گرفته مىشود ترك سبب و سعى و عمل است . [ باز ترجيح نهادن شير جهد را بر توكل ] گفت شير آرى ولى رب العباد * نردبانى پيش پاى ما نهاد پايه پايه رفت بايد سوى بام * هست جبرى بودن اينجا طمع خام پاى دارى چون كنى خود را تو لنگ * دست دارى چون كنى پنهان تو چنگ طمع خام : آرزوى باطل و غلط از قبيل طمع غله بدون كاشتن تخم و طمع وصول به مقصد بىواسطه‌ى حركت و اعداد وسايل . نخجيران در نفى كسب ، قدرت حق را بر ايجاد امور و عدم احتياج به اسباب و وسايط دليل آوردند مولانا از زبان شير سعه‌ى قدرت را مىپذيرد ولى بعقيده‌ى او اين ، دليل نفى كسب نمىشود زيرا حق تعالى بمقتضاى حكمت خود براى وصول و حصول مقاصد ، وسايل و اسبابى ساخته و آنها را مانند حلقه‌هاى زنجير و يا پايه‌هاى نردبان متعاقب و مترتب بر يكديگر قرار داده است و ناديدن اين وسايل